فراخوانی ...
سه‌شنبه 22 آبان 1397 | الثلثاء 4 ربيع الاول 1440 | Tuesday 13 November 2018
بانک جامع جنگ نرم
جزییات مطلب نسخه چاپی RSS
  • سیاست آمریکا در جهان عرب وانمود کردن به حمایت از دموکراسی و اقدام همزمان علیه آن است
    یکشنبه 7 اسفند 1390 ساعت 22:41

    یک پایگاه تحلیلی خبری آمریکایی معتقد است دموکراسی در مصر و جهان عرب به هیچ وجه هدف آمریکا نبوده و آمریکا باید برای جلوگیری از دستیابی اعراب به دموکراسی واقعی دست از تظاهر به حمایت از دموکراسی بردارد.

    پایگاه خبری تحلیلی «سالون» در مقاله‌ای به قلم «گلن گرینوالد» نویسنده و تحلیلگر آمریکایی می‌نویسد: پوشش رسانه‌ای انقلاب‌های عربی بدون توجه به دهه‌ها حمایت مالی و نظامی آمریکا از بیشتر حاکمان مستبد هدف جنبش تا اندازه‌ای آمریکا را موافق و حامی معترضان دموکراتیک نشان داده است. علت این است که موضوع اصلی و مرکزی تبلیغات داخلی آمریکا در موضوع سیاست خارجی این کشور این است که آمریکا «حامی دموکراسی» است و این پرچمی است که جنگ‌های آمریکا اغلب تحت آن بزک شده و به نمایش در می‌آیند اما باید توجه داشت که در این رابطه «دموکراسی» به معنای «حکومتی است که در خدمت منافع آمریکاست و در این میان اهمیتی ندارد قدرت خود را چطور به دست آورده باشد» و نیز «حاکم مستبد» به معنی «حکومتی است که بر خلاف دستورات آمریکا عمل می‌کند و اهمیتی ندارد که با رعایت اصول دموکراسی به قدرت رسیده باشد».

    * هدفی که آمریکا به دنبال آن نیست دموکراسی واقعی در جهان عرب است

    کنار گذاشتن بهانه‌های این چنینی همیشه بهتر است – حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است – و رخدادهای جهان عرب کنار گذاشتن آشکار این غرور طرفدار دموکراسی را تحمیل کرده است. علت این است که یکی از عمده‌ترین اهداف حمایت آمریکا از دیکتاتورهای عرب حصول اطمینان از سرکوب دیدگاه‌ها و عقاید ملل این دیکتاتوری‌ها بوده زیرا این دیدگاه‌ها اغلب در ضدیت با منافع آشکار دولت آمریکا هستند؛ و هدفی که دولت آمریکا تا به حال کمتر به دنبال آن بوده (و یا اکنون به دنبال آن نیست) دموکراسی واقعی در جهان عرب است علی‌الخصوص به این دلیل که دموکراسی باعث می‌شود عقاید این ملت‌ها –که متأثر از احساسات ضد آمریکایی و مخالفت با اقدامات اسرائیل هستند – نه تنها نادیده گرفته نشوند بلکه تقویت شوند.

    * آمریکا به این نتیجه رسیده که برای ممانعت از دموکراسی در جهان عرب نباید در ظاهر از آن حمایت کند

    این تناقض – میان حمایت اظهار شده از دموکراسی در جهان عرب و ترس از نتیجه‌ای که این دموکراسی به بار خواهد آورد - آنقدر پیچیده است که «سیاست خارجی آمریکا» اکنون سعی در صرف نظر از بازی حمایت از آزادی دارد و سعی می‌کند به صورت علنی (اگر چه با کاربرد الفاظ خوب) درباره نیاز به مخالفت با دموکراسی در کشورهای عربی سخن بگوید. «جون آلترمن» مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در مقاله خود که در روزنامه نیویورک تایمز «در خصوص انتخابات در مصر (توسط «اسعد ابوخالی») منتشر کرده این طور اظهار می‌کند:

    * اسرائیل و آمریکا: احتمال وقوع دیکتاتوری نظامی در مصر بیشتر است

    بسیاری در اسرائیل و آمریکا و حتی برخی در مصر نگرانند که انتخابات، حکومتی به رهبری اسلام‌گرایان روی کار آورد که پیمان صلح میان اسرائیل و مصر را زیر پا گذاشته، با آمریکا دشمن شود، علناً از حماس پشتیبانی کرده و مصر را به یک حکومت خداپادشاهی تبدیل کند که در آن زنان، مسیحیان و مسلمانان سکولار تحت فشار و اذیت و آزار قرار می‌گیرند. به نظر آن‌ها دورنمای ضعیفی برای اشاعه نظرات و عقاید لیبرال وجود دارد و دیکتاتوری نظامی را نتیجه‌ای محتمل‌تر می‌دانند.

    * برقراری توازنی میان مقامات نظامی و سیاست‌مداران جدید مصر خواسته آمریکاست

    با این وجود منافع آمریکا به دنبال نتیجه‌ای متفاوت است نتیجه‌ای که توازنی – هر چند شکننده - میان مقامات نظامی و سیاست‌مداران جدید مصر ایجاد کند. ما نمی‌خواهیم هیچ طرفی طرف دیگر را از میدان به در کرده یا مانع ابراز عقیده وی شود؛ و با توجه به نتایج اولیه نا متوازن انتخابات بسیار مهم است که نتیجه نهایی باعث نشود که نخبگان لیبرال تحصیل‌کرده از میدان بیرون رانده شوند چرا که روابط و تخصص اقتصادی آن‌ها برای جذب سرمایه گذاری و کار آفرینی امری حیاتی است.

    * دیکته کردن نحوه حکومت بر ملل دیگر جزو حقوق ذاتی امپریالیسم و بدین ترتیب آمریکاست

    ما در صدد جستجوی وضوح و شفافیت جشن‌های پخش شده از تلویزیون در زمستان گذشته هستیم. اما مصری‌ها و آمریکایی‌ها به دنبال چیزی مبهم‌تر هستند – آن‌ها پیروزی نمی‌خواهند بلکه به دنبال سازش هستند. من این گذار را هم به خاطر شفافیتش دوست دارم و هم به خاطر آن‌چه این گذار به طرز ضعیفی سعی در مبهم جلوه دادن آن دارد. چرا «منافع آمریکا» باید تعیین کننده نوع حکومت در مصر باشد؟ علت این باید به صورت ساده در فرضیه ناگفته و تلویحی حمایت «آلترمن» نهفته است. علت این است که حق آمریکا در دیکته کردن نحوه حکومت بر ملل دیگر یکی از اصول اصلی و بلامنازع از مجموعه عقاید جزم اندیشانه «اجتماع سیاست خارجی آمریکا» بوده و بنابراین نیازی به دفاع و حتی اذعان آشکار به آن وجود ندارد. مسئله به همین سادگی است. این جزو حقوق ذاتی امپریالیسم است.

    * از هر 10 مصری حدود 8 نفر نظر نامناسبی نسبت به آمریکا دارند

    با این وجود «آلترمن» در این مقاله آشکارا به این واقعیت که بیشتر گزارشات رسانه‌ای آن را نادیده می‌گیرند اذعان دارد: آمریکا حقیقتاً به دنبال دموکراسی در مصر نیست. آمریکا از این دموکراسی در هراس است. به همین علت است که نظرسنجی‌ها حاکی از مخالفت شدید توده‌های مردم مصر با سیاست‌هایی است که آمریکا (در هر صورت) می‌خواهد بر مصر تحمیل کند: دشمنی با ایران، حفظ پیمان صلح با اسرائیل، بی توجهی مداوم نسبت به شرایط سخت فلسطینی‌ها و کمک به اهداف آمریکا. در واقع بر اساس نتایج "Pew 2011 « »از هر ده مصری حدود هشت نفر نظر نامناسبی نسبت به آمریکا دارند «. به طور کلی نظرسنجی فوق با عقیده موجود در جهان عرب مبنی بر این که بزرگ‌ترین خطرها در دنیای عرب– تا زمان حال – آمریکا و اسرائیل (و نه ایران) و سه تن از رهبران خارجی که بیش از همه مورد تحسین واقع شده‌اند به ترتیب نخست وزیر ترکیه» رجب اردوغان « »هوگو چاوز «و» محمود احمدی نژاد «هستند هم سو است.»

    * افکار عمومی در جهان عرب از حق ایران برای برخورداری از سلاح هسته‌ای پشتیبانی می‌کند

    اما مهم‌تر از آن، موضوع افکار عمومی در مصر خصوصاً در مورد مسئله ای است که برای مقامات سیاست خارجی آمریکا (و اسرائیل) از بیشترین اهمیت برخوردار است: یعنی مسئله ایران هسته‌ای. «نظر سنجی 2010 زاگبی در بروکینگز/ دانشگاه مریلند» حمایت گسترده و عمیق مصری‌ها را از حق ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای نشان داده است و همچنین این نظرسنجی نشان داده که ایران هسته‌ای برای منطقه رخدادی مطلقاً مثبت خواهد بود. نظر سنجی فوق با نظر سنجی افکار عمومی در دنیای عرب نیز هم سو است بدین معنی که افکار عمومی در جهان عرب از حق ایران برای برخورداری از سلاح هسته‌ای پشتیبانی می‌کند. با توجه به حقایق فوق آیا هیچ کس بر این اعتقاد خواهد بود که دولت آمریکا و نیز کارشناسانی که برای توجیه اقداماتش دارد – یعنی «اجتماع سیاست خارجی آمریکا» –کمترین علاقه‌ای به برقراری دموکراسی واقعی خصوصاً در مصر و به طور کلی در جهان عرب دارند؟

    * آمریکا و متحدانش هر کاری انجام می‌دهند تا از برقراری دموکراسی در جهان عرب جلوگیری شود

    البته که این چنین نیست. همان گونه که «نوام چامسکی» اخیراً اظهار کرده است: «آمریکا و متحدان غربی‌اش هر کاری انجام می‌دهند تا از برقراری دموکراسی اصیل در جهان عرب جلوگیری شود» زیرا «در صورتی که قرار باشد افکار عمومی بر سیاست تأثیر بگذارد، آنگاه نه تنها آمریکا منطقه را کنترل نخواهد کرد بلکه از منطقه اخراج نیز خواهد شد.» به همین علت است که «آلترمن» با ظرافت بر ایجاد توازنی – هر چند شکننده - میان مقامات نظامی و سیاست‌مداران جدید مصر تأکید دارد یعنی بر حصول اطمینان از توانایی نیروی نظامی مصر در ممانعت از تحقق خواست مردم از سوی رهبرانی که به شیوه‌ای دموکراتیک برای کشور برگزیده شده‌اند («سیاستمداران جدید مصر»). ترس از (و همچنین میل به متوقف کردن) دموکراسی عربی مدت زمانی است که توسط بسیاری از نو محافظه کاران آمریکایی و حتی بنیامین نتانیاهو آشکارا ابراز شده است؛ و کارشناسان معتقدند که اکنون این مسئله به جریان اصلی سیاست خارجی آمریکا نیز سرایت کرده است.

    * دموکراسی مطلوب آمریکا در مصر دموکراسی غیر مغایر با منافع دولت آمریکاست

    منظور اصلی «آلترمن» از فراخوانی نیرویی برای ممانعت از حکومت دموکراتیک، آن دسته از حمایت‌های مطابق با قانون اساسی نیست که در آمریکا برای محافظت از اقلیت‌ها در برابر سلطه گری حکومت اکثریت (فقط در حد نظری) وجود دارد. این‌ها مسائل مشروعی هستند که میان دموکراسی و حقوق اقلیت توازن برقرار می‌کنند و مصریان باید این مسائل را حل کنند. ایجاد سدی در برابر توانایی مردم مصر برای آزادسازی خود از حکومت نظامیان و انتخاب حکومت خود و همچنین تصمیم گیری برای سرنوشت خود آن چیزی است که «آلترمن» از آن حمایت می‌کند. او می‌خواهد تا اندازه‌ای دموکراسی در مصر وجود داشته باشد که مصری‌ها خود «بخواهند» آن‌چه را آمریکا انجامش را از آن‌ها می‌خواهد انجام دهند و زمانی که آن‌ها خواسته‌ای متفاوت با خواسته‌های آمریکا داشته باشند دموکراسی متوقف شود (در این رابطه دیدگاه وی در قبال «آزادی» در مصر شبیه «آزادی‌ها» به مفهوم آمریکایی آن است: مادامی که آزادی‌های شما با منافع دولت آمریکا مغایرت ندارد، شما می‌توانید از آزادی‌های خود استفاده کنید). بنابراین «آلترمن» اعلام می‌دارد که ما باید از «شفافیت» دموکراسی در مصر به نفع وضعیتی «مبهم‌تر» اجتناب کنیم.

    * وانمود کردن به حمایت از دموکراسی و اقدام همزمان علیه آن: سیاست آمریکا در جهان عرب

    حتی در صورتی که شما نسبت به مسائل اخلاقی در تلاش برای ایجاد مانع بر سر راه دموکراسی بی توجه باشید – مثلاً اگر شما طرفدار پرو پا قرص «هنری کیسینجر» و سیاست واقعی باشید و بخواهید که آمریکا فقط در جهت پیشبرد منافع خود و با قطع نظر از مسائل اخلاقی فعالیت نماید- نیز احمقانه بودن این رویکرد آشکار می‌شود. این همین کاری است که آمریکا برای چندین دهه به طرز فاجعه آمیزی در آن بخش از جهان انجام داده است: وانمود کردن به حمایت از دموکراسی همزمان با اقدام علیه دموکراسی.

    * مطابق نظرسنجی‌ها در مصر، مصریان به اوباما حتی کمتر از بوش اعتماد دارند

    دولت اوباما تظاهر کرد که از انقلاب مصر حمایت می‌کند اما تلاش نمود تا «عمر سلیمان»، یکی از مأموران شکنجه گر اصلی مبارک را بر سر کار آورد – کسی که بر اساس دلایل آشکار یکی از منفورترین چهره‌ها در میان مصریان است. این تبلیغات یکی از اصلی‌ترین اهداف خود (حوزه انتخابیه آمریکا) را فریب داد اما با خفت در برابر مصری‌ها که به این حقه آمریکا آگاه بودند شکست خورد. با این وصف اکنون در مقایسه با دولت بوش مصری‌ها نگاهی به مراتب نامساعدتر نسبت به آمریکا دارند این در حالی است که «در سال 2011 در مقایسه با سال قبل آن تعداد بیشتری از مصریان یعنی 64 درصد – با افزایشی 5 درصدی - گفته‌اند که اعتماد کمی به رئیس جمهور اوباما دارند و یا اصلاً به وی اعتماد ندارند».

    * 71 درصد مصری‌ها خواستار حکومت دموکراتیک در مصر هستند

    هیچ تضمینی برای احساسات مداوم ضد آمریکایی در مصر (و به طور کلی در جهان اسلام) وجود ندارد مگر دنبال کردن رویکرد «آلترمن» مبنی بر تلاش فعالانه در ایجاد مانع بر سر راه دموکراسی. مصریان مشتاق برقراری دموکراسی هستند و آن‌هایی را که بر سر راه دموکراسی مانع ایجاد می‌کنند تحقیر کرده و رد خواهند کرد. به رغم اینکه مبارک از قدرت کناره گیری کرده ولی آن‌ها شجاعانه به اعتراض خود در خیابان‌ها ادامه می‌دهند دلیلی بر این مدعاست اما برای آن‌هایی که به دنبال داده‌های تجربی هستند باید گفت: در نظرسنجی "Pew 2011 « 71 درصد از مصری‌ها گفته‌اند که» دموکراسی نسبت به هر نوع دیگر از حکومت ارجحیت دارد «و این در حالی است که فقط 13 درصد گفته‌اند که» در شرایط خاص یک حکومت غیر دموکراتیک نیز قابل قبول خواهد بود «. به عبارت دیگر اکثریت قریب به اتفاق مصری‌ها نظر پیشنهادی» آلترمن «را مبنی بر ایجاد چارچوبی» مبهم‌تر «که در آن حاکمیت نظامیان در برقراری دموکراسی» توازن ایجاد کند رد می‌کنند. در تحلیل بسیار روشنگری که «ایساندر العمرانی» از وضعیت کنونی مصر انجام داده خاطر نشان می‌کند: »ادعای نیروهای نظامی مبنی بر این که خود را قیم انقلاب مصر می‌دانند کمی پس از سرنگونی مبارک رو به ضعف نهاده است. «گرچه آمریکا حتی با وجود اقداماتی بر ضد دموکراسی و آزادی توانسته شهروندان خود را با این عقیده فریب دهد که آمریکا پشتیبان آزادی و دموکراسی است، اما وی نمی‌تواند شهروندان مللی را که به دنبال سرکوبی آن‌هاست بفریبد.»

    * هر چه آمریکا بیشتر سعی کند که بر سر راه برقراری دموکراسی در ملل دیگر مانع ایجاد کند در چشم آن ملل منفورتر می‌شود

    «آلترمن» ادعا می‌کند که می‌خواهد تحت عنوان «آن‌چه مصریان و آمریکاییان بدان نیاز دارند» بر سر راه برقراری دموکراسی در مصر مانع ایجاد کند – این درست است: زیرا جون «آلترمن» و همکارانش در جامعه کشیشان «امنیت ملی آمریکا» فقط به دنبال آن چیزی هستند که به نفع مردم مصر است و این به معنای ممانعت از زندگی مستقل آن‌هاست. اما تحت لوای این بهانه هم می‌توان به نقص موجود در رویکرد وی آگاه شد. این که آمریکا بر سر راه برقراری دموکراسی در مصر مانع ایجاد کند دیگر «نیاز آمریکایی‌ها» را برآورده نکرده و «نیاز مصریان» را نیز تأمین نمی‌کند. این مخمصه‌ای است که خود به وجود آورده‌اند و در بقای آن خود نقش ایفا می‌کنند: هر چه آمریکا بیشتر سعی کند که بر سر راه برقراری دموکراسی در ملل دیگر مانع ایجاد کند در چشم آن ملل منفورتر می‌شود و این خود باعث می‌شود که بیشتر سعی کند بر سر راه دموکراسی در چنین ملت‌هایی مانع ایجاد کند و این وضعیت در یک تسلسل بی پایان قرار می‌گیرد. این (و هم چنین حمایت کورکورانه از اقدامات حکومت اسرائیل) دقیقاً همان رفتاری است که منجر به چنین احساسات گسترده ضد آمریکایی شده (که به نوبه خود به تروریسم دامن زده و از آن حمایت می‌کند)؛ و بسیار عجیب است که کارشناسان سیاست خارجی کشور ما از این مسائل درس نمی‌گیرند. خواه مسئله این باشد و خواه اینکه به نظر آن‌ها احساسات ضد آمریکایی در آن بخش از جهان به عنوان نیرویی مثبت باعث تحقق برنامه‌هایشان می‌شود هر دو وضعیتی بد هستند و تشخیص این که کدامیک بدتر است دشوار است.

    * ایران «شرکایی راغب در میان حاکمان مستبد ضد آمریکا» در آمریکای لاتین پیدا کرده است

    صحبت از تبلیغات و مفهوم «دموکراسی» : روزنامه «واشنگتن پست» آخرین بخش گزارشات رسانه‌ای را که به طور فزاینده‌ای درباره ایران هراس محض ایجاد می‌کنند منتشر کرد (این بخش نسبت به گزارش هفته قبل «نیویورک تایمز» یعنی «به صدا در آمدن زنگ اقدام علیه برنامه هسته‌ای ایران برای غرب» افزایش قابل ملاحظه‌ای بوده است). مقاله روزنامه «واشنگتن پست» بدون ملاحظه خیالات نومحافظه کاران را درباره تهدید فزاینده ایران در آمریکای لاتین که نزدیکی هراس‌آوری به مرزهای آمریکا دارد منعکس می‌کند. این مقاله بدون ذره‌ای شک یا حس مشابه، شکایت نماینده زن GOP را نقل می‌کند که ایران «شرکایی راغب در میان حاکمان مستبد ضد آمریکا» پیدا کرده است و سپس با لحن تهدید کننده‌ای هشدار می‌دهد که:

    * مقامات سابق اطلاعات آمریکا می‌گویند حضور مأموران سپاه قدس و سایر کارکنان نظامی در مأموریت‌های دیپلماتیک توانایی ایران برای انجام فعالیت‌های سری را افزایش می‌دهد

    مقامات سابق اطلاعات آمریکا می‌گویند حضور مأموران سپاه قدس و سایر کارکنان نظامی در مأموریت‌های دیپلماتیک توانایی ایران برای انجام فعالیت‌های سری را افزایش می‌دهد فعالیت‌هایی که گاهی اوقات مرتبط با اعضای گروه حزب‌الله هستند که از سوی ایران حمایت شده و شبکه‌های گسترده‌ای در آمریکای لاتین را دارد.

    * ایران در برآورد نا متوازن نیرو در ونزوئلا جدی است

    «آرت کلر»، یکی از آموزش دهندگان سابق مأموران بخش منع گسترش سلاح اتمی سازمان سیا، گفته: «فعالیت زیاد ایران در ونزوئلا و بودن سپاه قدس در این کشور تنها می‌تواند نشان دهد که ایران در برآورد نا متوازن نیرو در این بخش از کشور ما جدی است. در صورتی که اسرائیل ایران را بمباران کند ما ممکن است حمله‌های تلافی‌جویانه افراد سپاه قدس در آمریکای جنوبی را علیه منافع آمریکا شاهد باشیم.»

    * «دموکراسی» یعنی عدم سرپیچی از آمریکا و «حاکم مستبد» کسی است که علیه آمریکا اقدام می‌کند

    واشنگتن پست توضیح می‌دهد که ایران تا به حال «شش مأموریت جدید را در آن منطقه - یعنی در کلمبیا، نیکاراگوآ، شیلی، اکوادور، اروگوئه و بولیوی – آغاز کرده و سفارتخانه‌هایی در کوبا، آرژانتین، برزیل، مکزیک و ونزوئلا ایجاد نموده است؛ این مقاله به ما اطلاع می‌دهد که رئیس جمهور ایران در حال حاضر در حال آغاز سفری به ونزوئلا، اکوادور، کوبا و نیکاراگوآ است. تمامی این کشورها به جز کوبا توسط رهبرانی هدایت می‌شوند که به روش دموکراتیک انتخاب شده‌اند. اما بسیاری از آن‌ها در دوره‌هایی از دستورات آمریکا سرپیچی کرده و علیه منافع آمریکا اقدام کرده‌اند؛ و بدین ترتیب به طرز عجیبی به «حاکمان مستبد» تبدیل شده‌اند! در تناقض با این مسئله آیا می‌توان مقامی در آمریکا پیدا کرد که از چنین اصطلاحی برای مثلاً دوستان نزدیک آمریکا که بر عربستان سعودی یا امارات متحده عربی حاکم هستند استفاده کند؟ این معنای «دموکراسی» و «حاکمان مستبد» در زمانی است که این اصطلاحات در مباحث سیاست خارجی آمریکا مورد استفاده قرار می‌گیرند.»



    مقاله | سیاسی
    نام منبع: فارس
    شماره مطلب: 729
    دفعات دیده شده: 633 | آخرین مشاهده: 1 هفته پیش